فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کمک کردن

تأییدنشده

komak kardän[kʰõˈmæ̃ˑk̟ k̟ʰær̬ˈdæ̃ˑn]

beistehen فعل

فعل

  • کمک کردنkomak kardänکُمَک کَردَن[kʰõˈmæ̃ˑk̟ k̟ʰær̬ˈdæ̃ˑn](jemandem unterstützen, der sich in einer schwierigen Situation befindet)تأییدنشده

دستور زبانِ beistehen

فعل

تلفظ
[ˈbaɪ̯ˌʃteːən]
همهٔ صورت‌ها
  • beigestandenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • beizustehenمعلوم، extended، مصدر
  • beistehendمعلوم، participle، حال
  • beigestandenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • steh beiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stehe beiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • steht beiمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stehe beiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • stehe beiمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beisteheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • beisteheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stehst beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stehest beiمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • beistehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • beistehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • steht beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stehe beiمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beistehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beisteheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stehen beiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • stehen beiمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • steht beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stehet beiمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • beistehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • beistehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stehen beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stehen beiمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stand beiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stände beiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stünde beiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beistandمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • beiständeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beistündeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standest beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • standst beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ständest beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stündest beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • beistandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • beistandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • beiständestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beistündestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stand beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stände beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stünde beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beistandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beiständeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beistündeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • standen beiمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ständen beiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stünden beiمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • beistandenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • beiständenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beistündenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standet beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ständet beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stündet beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • beistandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • beiständetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beistündetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standen beiمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ständen beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stünden beiمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • beistandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beiständenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beistündenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich werde dir beistehen, was immer auch andere sagen mögen.

من کنار تو خواهم ماند و اهمیتی ندارد که دیگران چه خواهند گفت.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich werde dir beistehen, was auch immer geschieht.

هر چه پیش آید من در کنار تو می‌ایستم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Zaghawa (de #2303216), AsliAbbasi (fa #2109034), tatoeba.org
  2. ۲: Manfredo (de #804859), cojiluc (fa #7559345), tatoeba.org
منابع و مجوزها