واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

دست زیر بال کسی کردن

تأییدنشده

einem Hilflosen beistehen
عبارت

عبارت

  • دست زیر بال کسی کردندَست زیرِ بالِ کِسی کَردَنتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • مستمندی را دستگیری کردنمُستَمَندی را دَستگیری کَردَنتأییدنشده
منبع‌ها و یادکردها