فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ساختن

sâxtan[sɒːx.t̪ʰǽn]

bauen فعل

فعل

  • ساختنsâxtanساختَن[sɒːx.t̪ʰǽn]((transitive) to form by combining materials or parts)(build or form by assembling parts)(to construct)(build, to construct)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درست کردنdorost kardanدُرُست کَردَن[d̪o.ɹost̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • بنا کردنبَنا کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ bauen

فعل

تلفظ
[ˈbaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • gebautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • bauendمعلوم، participle، حال
  • gebautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • bauمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • baueمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bautمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • baueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • baueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • baustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • bauestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • bautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • baueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • bautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • bauetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • bauteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bauteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • bauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • bautenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bautenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • bautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • bautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • bautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Nicht alle Vögel bauen Nester.

همهٔ پرندگان آشیانه نمی‌سازند.

Lerne von der Vergangenheit, baue an der Zukunft und lebe in der Gegenwart.

از گذشته بیاموز، آینده را بساز و در حال زندگی کن.

Der Falke baut selbst kein Nest, er benutzt verlassene Nester.

باز برای خود آشیانه نمی‌سازد، او از آشیانه‌های رها شده استفاده می‌کند.

Die Vögel bauen im Frühling ihr Nest.

پرنده ها در بهار لانه خودشان رو می سازند.

Statt dem Feind eine Grube zu graben, bau dem Freund ein Haus.

به جای کندن چاله برای دشمن، برای دوست خانه بساز.

Er baute eine Sternwarte, um die Sterne zu studieren.

او یک رصدخانه بنا کرد، تا ستارگان را مطالعه کند.

Die Leute bauen Häuser, Dämme, Brücken, Schiffe und so weiter.

انسانها خانه، سد، پل، کشتی و غیره می‌سازند.

Wer seine Zukunft bauen will, muss in der Gegenwart leben.

کسی که می‌خواهد آینده را بسازد باید در زمان حال زندگی کند.

Auch aus Steinen, die dir in den Weg gelegt werden, kannst du etwas Schönes bauen.

حتی از سنگهایی که در راه قرار می‌گیرند، می‌توانی چیزی زیبا بسازی.

Den Wind kann man nicht verbieten, aber man kann Windmühlen bauen.

از باد نمی‌توان جلوگیری کرد، اما می‌توان آسیاب بادی ساخت.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1087064), cojiluc (fa #8104266), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #10481932), cojiluc (fa #13115465), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #4797594), cojiluc (fa #8139401), tatoeba.org
  4. ۴: kutschektar (de #7294086), salim346 (fa #5157933), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #5369163), cojiluc (fa #10743311), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1306845), cojiluc (fa #12172050), tatoeba.org
  7. ۷: Zaghawa (de #2829720), cojiluc (fa #7073929), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2804902), cojiluc (fa #6942745), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2508424), cojiluc (fa #12154927), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #5003948), cojiluc (fa #10794184), tatoeba.org
منابع و مجوزها