همهچیز
hame-čiz
alles
۱Alles ging schief.
همه چیز اشتباه پیش رفت.
ضمیر
- همهچیز
- هر چیز
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- همه اش
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Alles Leben ist Problemlösen.
کل زندگی حل مسآله است.
۳Alles zu seiner Zeit.
هر چیزی به وقتش.
۴Alles scheint verworren.
همه چیز گیج کننده است.
۱Alles ging schief.
همه چیز اشتباه پیش رفت.
۵Alles ist im Wandel.
همه چیز در تغییر است.
۶Alles steht in Gottes Hand.
همه چیز در دست خداست.
۷Es wird immer alles gleich ein wenig anders, wenn man es ausspricht.
هر چیز همیشه کمی متفاوت میشود وقتی ابراز میشود.
۸Alles hat sein "aber" und "wenn".
همه چیز «اما» و «اگر» خود را دارد.
۹Alles hat ein Ende.
هر چیزی یک فرجام دارد.
۱۰Ansonsten ist alles perfekt.
از این گذشته همه چیز عالی است.