فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آهنگر

âhangar[ʔɒː.ɦæɲ.ɡʲǽɹ]

der Schmied جمع: die Schmiede اسم

اسم

  • آهنگرâhangarآهَنگَر[ʔɒː.ɦæɲ.ɡʲǽɹ]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مدکش(craftsperson who works metal)تأییدنشده
  • پتکدار(craftsperson who works metal)تأییدنشده

دستور زبانِ Schmied

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Schmieds, des Schmiedes
جمع
die Schmiede
تلفظ
[ʃmiːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Schmiedحالت نهادی، مفرد
  • Schmiedeحالت نهادی، جمع
  • Schmiedsحالت اضافی، مفرد
  • Schmiedesحالت اضافی، مفرد
  • Schmiedeحالت اضافی، جمع
  • Schmiedحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schmiedeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Schmiedenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Schmiedحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Schmiedeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Geh lieber zum Schmied als zum Schmiedchen.

ترجیحا برو نزد آهنگر تا بچه آهنگر.

Jeder ist seines Schicksals Schmied.

هر کس آهنگر سرنوشت خویش است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1944918), cojiluc (fa #7832233), tatoeba.org
  2. ۲: Adelpa (de #9828784), cojiluc (fa #10770769), tatoeba.org
منابع و مجوزها