خرچنگ
xarčang[xæɹ.t͡ʃʰǽɲɡʲ̥]
اسم
- خرچنگ
- سرطان
- نج
دستور زبانِ Krebs
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Krebses
- جمع
- die Krebse
- تلفظ
- [kʁeːps], [kʁɛps]
همهٔ صورتها
- Krebs
- Krebse
- Krebses
- Krebse
- Krebs
- Krebse
- Krebsen
- Krebs
- Krebse
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Einem Krebs können wir nicht beibringen, gerade zu gehen.
به یک خرچنگ نمیتوانیم راست راه رفتن را یاد دهیم.
Ärzte vermuten, dass Rauchen eng mit Krebs in Verbindung steht.
پزشکان مظنون هستند که سیگار کشیدن با سرطان ارتباط تنگاتنگی دارد.
Dieser Krebs ist unheilbar.
این سرطان لاعلاج است.
Rauchen steht in einem engen Zusammenhang mit Krebs.
سیگار کشیدن یک ارتباط تنگاتنگ با سرطان دارد.
Krebs liebt Zucker.
سرطان شکر دوست دارد.
Sie starb an Krebs.
او از سرطان مرد.
Die Wissenschaftler haben noch keinen Impfstoff gegen Krebs gefunden.
دانشمندان هنوز برای سرطان واکسن پیدا نکردهاند.