فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دریچه

تأییدنشده

dariče[d̪æ.ɹiː.t͡ʃʰé]

die Klappe جمع: die Klappen اسم

اسم

  • دریچهdaričeدَریچه[d̪æ.ɹiː.t͡ʃʰé](in anatomy)تأییدنشده

دستور زبانِ Klappe

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Klappe
جمع
die Klappen
تلفظ
[ˈklapə]
همهٔ صورت‌ها
  • Klappenحالت نهادی، جمع
  • Klappenحالت اضافی، جمع
  • Klappenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Klappenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Zwei Fliegen mit einer Klappe schlagen.

با یک تیر دو نشان زدن.

eine grosse Klappe haben

لاف زدن

So schlage ich zwei Fliegen mit einer Klappe.

این طور دو پرنده را با یک سنگ می‌زنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Große Klappe, nichts dahinter

آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی

Zwei Fliegen mit einer Klappe schlagen.

دو پرنده را با یک سنگ زدن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Zwei Fliegen mit einer Klappe

با یک تیر دو نشان زدن

Große Klappe, nichts dahinter

آفتابة لگن هفت دست , شام و ناهار هیچی

Halt die Klappe!

خفه شو!

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Wolf (de #365515), reto (fa #4481555), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: MUIRIEL (de #1041), cojiluc (fa #7544906), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Wolf (de #365515), AsliAbbasi (fa #1757136), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: PeterR (de #1345444), reto (fa #3806127), tatoeba.org
منابع و مجوزها