فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در

تأییدنشده

dar, dorr[d̪æɹ][d̪oɹ]

der Deckel جمع: die Deckel اسم

اسم

  • درdar, dorrدَر[d̪æɹ][d̪oɹ](top or cover)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سرپوشsarpušسَرپوش[sæɹ.pʰuːʃ](top or cover)تأییدنشده
  • پوششpušešپوشِش[pʰuː.ʃéʃ](lid)تأییدنشده

دستور زبانِ Deckel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Deckels
جمع
die Deckel
تلفظ
[ˈdɛkl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Deckelsحالت اضافی، مفرد
  • Deckelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Der Teufel macht die Töpfe, aber nicht die Deckel.

شیطان کوزه را ساخت، اما دسته‌اش را نه.

Jeder Topf findet seinen Deckel.

هر قابلمه دربش را پیدا می‌کند.

zu jedem Topf passt ein Deckel

در و تخته به هم جور می آید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5069995), cojiluc (fa #8390259), tatoeba.org
  2. ۲: enteka (de #1334303), cojiluc (fa #6905921), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها