خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
بازیگر
دیدن واژهنمایش
دیدن واژهجعبه
دیدن واژهمتی
دیدن واژهپلکان
دیدن واژهپارکینگ
دیدن واژهخانه
دیدن واژهییلاق
دیدن واژهباوهاوس
دیدن واژهفروشگاه بزرگ
دیدن واژهآسمانخراش
دیدن واژهنمایندگی خودرو
دیدن واژهکده
دیدن واژهمنازل
دیدن واژهپرورشگاه
دیدن واژهگلخانه
دیدن واژهراه شوسه
دیدن واژهخانهٔ همسایه داری
دیدن واژهتئاتر
دیدن واژهنمونهها
۲Lass mich dich nach Hause begleiten.
بذار برسونمت خونه
۳Haben Sie Ihre Hausaufgaben gemacht?
آیا تکالیفت را انجام داده بودی؟
۴Zu Hause fühlt man sich am wohlsten.
مردم وقتی در خانه هستند، بیشترین احساس راحتی را میکنند.
۵Toms Haus ist nur drei Blocks weiter.
خانه ی تام فقط سه بلوک آن طرف تر از اینجاست.
۶Ich musste bei der Hausarbeit helfen.
میبایست در کارهای خانه کمک کنم.