خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
بازیگر
دیدن واژهنمایش
دیدن واژهجعبه
دیدن واژهمتی
دیدن واژهپلکان
دیدن واژهپارکینگ
دیدن واژهخانه
دیدن واژهییلاق
دیدن واژهباوهاوس
دیدن واژهفروشگاه بزرگ
دیدن واژهآسمانخراش
دیدن واژهنمایندگی خودرو
دیدن واژهکده
دیدن واژهمنازل
دیدن واژهپرورشگاه
دیدن واژهگلخانه
دیدن واژهراه شوسه
دیدن واژهخانهٔ همسایه داری
دیدن واژهتئاتر
دیدن واژهنمونهها
۲Ein Mann erschien an der Haustüre.
یک مرد نزدیک درب ظاهر شد.
۳Mein Haus liegt am Rand der Stadt.
خانهٔ من در حاشیه شهر قرار دارد.
۴Im Treppenhaus ist das Licht kaputt.
در راه پله، چراغ خراب است.
۵Hinter meinem Haus liegt eine Gasse.
پشت خانهام یک کوچه قرار دارد.
۶Was machst du üblicherweise zuhause?
معمولا در خانه چه میکنی؟