خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
اسب
دیدن واژهخانه و کاشانه
دیدن واژهامواج غول هیکلی
دیدن واژهدار و دسته
دیدن واژهمحلهپویی
دیدن واژهخشونت خانگی
دیدن واژهمجلس عوام
دیدن واژهبا بار و بنه رفتن
دیدن واژهتحمیل برای بودجه
دیدن واژهنان خانگی
دیدن واژهکسی تا حد شش در چهار کوچک می شود
دیدن واژهبزرگ
دیدن واژهبار و بنه بندن
دیدن واژهبرنامهٔ بودجه را تصویب کردن
دیدن واژهحتما
دیدن واژهمیهن
دیدن واژهمنزل
دیدن واژهبیمارستان
دیدن واژهبازیگر
دیدن واژهنمونهها
۲Ich habe meine Hausaufgaben gestern gemacht.
دیروز مشق هایم را نوشتم.
۳Ich habe meine Kreditkarte zu Hause gelassen.
کارت اعتباریم را خانه جا گذاشتم.
۴Mozarts Geburtshaus befindet sich in Salzburg.
زادگاه موتسارت زالتسبورگ است.
۵Manche Leute haben seltene Tiere als Haustiere.
برخی افراد، حیوانات کمیاب را بعنوان حیوان خانگی نگه می دارند.
۶Meine Mutter trägt zu Hause stets einen Kimono.
مادرم همیشه در خانه کیمونو می پوشد.