خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
کلبهٔ خدمتکاران
دیدن واژهسردخانه
دیدن واژهدرام پزشکی
دیدن واژهماسنباخهاوزن
دیدن واژهقحبهخانه
دیدن واژهدر بدر
دیدن واژهوانستالهاوس
دیدن واژهدر منزل
دیدن واژهکاخ سفید
دیدن واژهکاخ آبی
دیدن واژهاوزون برون
دیدن واژهکاخ سفید
دیدن واژهکنار خانه
دیدن واژهحلزون
دیدن واژهخانه آتش گرفت
دیدن واژهبه خانه پا گذاشتن
دیدن واژهبه خانه رفتن
دیدن واژهخانه را مسقف کردن
دیدن واژهوارد خانه شدن
دیدن واژهنمونهها
۲Spielst du mit dem Feuer, verbrennst du dir die Hand, spielst du mit einer Frau, zündest du dein Haus an.
با آتش بازی کن تا دستت را بسوزانی، با زن بازی کن تا خانهات را منفجر کنی.
۳Niemand war in dem Haus.
هیچ کس در خانه نبود.
۴Sie waren gestern nicht zuhause.
آنها دیشب در منزل نبودند.
۵Was schaust du normalerweise abends?
معمولا عصرها چه تماشا میکنی؟
۶Dies ist das Haus, in dem ich geboren wurde.
این خانهای است، که در آن متولد شدم.