فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به خانه رفتن

تأییدنشده

nach Hause gehen
عبارت

عبارت

  • به خانه رفتنبه خانه رَفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به سمت منزل حرکت کردنبه سَمتِ مَنزِل حَرَکَت کَردَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱Ich hätte nach Hause gehen sollen.

می بایست میرفتم خونه.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #4613121), utm1990 (fa #10606248), Tatoeba
منابع و مجوزها