die Zeit
[t͡saɪ̯t]
- جمع:
- die Zeiten
- حالت اضافی:
- der Zeit
۱Alles zu seiner Zeit.
هر چیزی به وقتش.
اسم
- die Zeit
دستور زبانِ وقت
اسم
- آوانویسی لاتین
- vaġt
- با حرکتگذاری
- وَقت
- جمع
- وقتها، اوقات
- تلفظ
- [væxt̪ʰ]
همهٔ صورتها
- اوقات
- وقتها
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
هر چیزی به وقتش.
۱Alles zu seiner Zeit.
ما امروز عصر بسیار وقت داریم.
۲Wir haben heute Abend Zeit genug.
وقتت را هدر نده، وقت من را هم همینطور!
۳Vergeude nicht deine Zeit - dann vergeudest du auch nicht meine!
کسی که اصلا وقت ندارد مرده است.
۴Wer keine Zeit hat, ist tot.
چرا وقت من را تلف میکنی؟
۵Warum vergeudest du meine Zeit?
من میخواهم تمام وقتم را به این پروژه اختصاص دهم.
۶Ich möchte meine gesamte Zeit diesem Projekt widmen.
وقت شناسی سربازان یعنی پنج دقیقه زودتر از زمان.
۷Fünf Minuten vor der Zeit, ist der Soldaten Pünktlichkeit.
وقتی خوش میگذرد، زمان را فراموش میکنم.
۸Die Zeit vergesse ich, wenn es mir gut geht.
وقتت محدود است، بنابراین با تجربه کردن زندگی دیگری آن را هدر نده.
۹Deine Zeit ist begrenzt, also verschwende sie nicht damit, das Leben eines anderen zu leben.
شما در وقت آزاد خود چه کاری انجام می دهید؟
۱۰Was machen Sie gerne in Ihrer freien Zeit?