trinken
[ˈtʁɪŋkn̩][ˈtʁɪŋkŋ̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- trinkt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- trank
- اسم مفعول:
- getrunken
- فعل کمکی:
- haben
۱ich habe es nicht unterlassen, Tee zu trinken
از چای نوشیدن فرو گذار نبودم
فعل
- trinken
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- saufen
اسم
- das Trinken
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- die Trinkerei
دستور زبان نوشیدن
اسم
- با نشانههای واکه
- نوشیدَن
فعل
- آوانویسی لاتین
- nušidan
- با نشانههای واکه
- نوشیدَن
- خوانش
- [nuː.ʃiː.d̪ǽn]
همهٔ ریختها
- بنوشد
- بنوشم
- بنوشند
- بنوشی
- بنوشید
- بنوشیم
- مینوشد
- مینوشم
- مینوشند
- مینوشی
- مینوشید
- مینوشیدم
- مینوشیدند
- مینوشیدی
- مینوشیدید
- مینوشیدیم
- مینوشیم
- نوش
- نوشید
- نوشیدم
- نوشیدند
- نوشیدی
- نوشیدید
- نوشیدیم
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
این آب برای نوشیدن مناسب نیست.
۲Dieses Wasser ist nicht zum Trinken geeignet.
با غذا اشتها میآید. با نوشیدنی تشنگی میرود.
۳Mit dem Essen kommt der Appetit, der Durst vergeht mit dem Trinken.
من برای نوشیدن آبجو با دوستانم بیرون رفتم.
۴Ich bin mit Freunden ein Bier trinken gegangen.
از چای نوشیدن فرو گذار نبودم
۱ich habe es nicht unterlassen, Tee zu trinken
آیا چیزی برای نوشیدن می خواهی؟
۵Willst du etwas zum Trinken?
از نوشیدن مشروب پرهیز کردن
۶sich des Alkohols enthalten
آیا چیزی برای نوشیدن می خواهی؟
۷Möchtest du was zum Trinken?
تو نباید در نوشیدن زیادهروی کنی.
۸Du darfst dich nicht dem Trinken hingeben.
آیا نوشیدنی می خواهی؟
۹Möchtest du etwas trinken?
آیا چیزی برای نوشیدن می خواهی؟
۱۰Möchtest du etwas zu trinken?