die Überwachung
[yːbɐˈvaxʊŋ]
- جمع:
- die Überwachungen
- حالت اضافی:
- der Überwachung
اسم
- die Überwachung
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- die Betreuung
- die Fürsorge
- die Pflege
- die Kontrolle
دستور زبان مراقبت
اسم
- با نشانههای واکه
- مُراقِبَت
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
.اوآماده بود تا از گربه مراقبت کند
۱Er war bereit, sich um die Katze zu kümmern.
به اندازه کافی بزرگ شدی که از خودت مراقبت کنی
۲Du bist alt genug, um für dich selbst zu sorgen.
من از تو مراقبت خواهم کرد..
۳Ich werde dich einladen.
می توانی وقتی من در سفر هستم از سگم مراقبت کنی؟
۴Kannst du, während ich weg bin, auf meinen Hund aufpassen?
من از خواهر بیمارم مراقبت کردم.
۵Ich betreute meine kranke Schwester.
او از مادر پیرش مراقبت می کند.
۶Sie pflegt ihre alte Mutter.
در مراقبت از امورات خود
۷zum Schutz Ihrer Angelegenheiten
او از مادر پیرش مراقبت می کند.
۸Sie passt auf ihre alte Mutter auf.