polar
[poˈlaːɐ̯]
صفت
- polar
دستور زبان قطبی
صفت
- آوانویسی لاتین
- qotbi
- با نشانههای واکه
- قُطبی
- خوانش
- [qot̪ʰ.bíː]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
خرسهای قطبی توسط تغییرات اقلیمی در خطر هستند.
۱Eisbären werden vom Klimawandel bedroht.
قطبی کردن عقاید عمومی
۲Polarisierung der öffentlichen Meinung
یک خرس قطبی یک خرس چهارگوش است، البته پس از یک تبدیل مختصات.
۳Ein Polarbär ist ein rechteckiger Bär nach einer Koordinatentransformation.
یک خرس قطبی بعد از یک تبدیل مختصات یک خرس چهارگوش است.
۴Ein Polarbär ist ein rechteckiger Bär nach einer Koordinatentransformation.