polen
[ˈpoːlən]
- حال (سومشخص مفرد):
- polt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- polte
- اسم مفعول:
- gepolt
- فعل کمکی:
- haben
فعل
- polen
دستور زبان قطبی کردن
فعل
- با نشانههای واکه
- قُطبی کَردَن
نمونهها
قطبی کردن عقاید عمومی
۱Polarisierung der öffentlichen Meinung
[ˈpoːlən]
قطبی کردن عقاید عمومی
۱Polarisierung der öffentlichen Meinung