rot
[ʁoːt]
- صفت تفضیلی:
- röter, roter
- صفت عالی:
- am rötesten, am rotesten
۱Tomaten sind rot.
گوجه فرنگی قرمز است.
صفت
- rot
اسم
- das Rot
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- die Rote
دستور زبانِ قرمز
صفت
- با حرکتگذاری
- قِرمِز
اسم
- آوانویسی لاتین
- ġermez
- با حرکتگذاری
- قِرمِز
- تلفظ
- [qeɹ.mez]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
برگها در خزان قرمز رنگ میشوند.
۲Blätter färben sich im Herbst rot.
پوستم قرمز شد.
۳Meine Haut war gerötet.
در پاییز رنگ برگها قرمز و طلایی می شود.
۴Im Herbst werden die Blätter rot und golden.
همهٔ آنچه باید انجام داد، فشار دادن این دکمهٔ قرمز است.
۵Alles, was du tun musst, ist diesen roten Knopf zu drücken.
گوجه فرنگی قرمز است.
۱Tomaten sind rot.
لطفا فایل دور خط کشیده شده با قرمز را با یک ویرایشگر متن باز کنید.
۶Bitte öffnen Sie die rot eingekreiste Datei mit einem Texteditor.
نه هر سیب قرمزی مزهٔ یکسانی میدهد.
۷Nicht alle roten Äpfel schmecken gleich.
برگها در پائیز قرمز میشوند.
۸Blätter werden im Herbst rot.
ناخنهایش قرمز هستند.
۹Ihre Nägel sind rot.
فکر کنم که سویت شرت قرمز را بپوشم.
۱۰Ich denke, ich ziehe diesen roten Pullover an.