gehorsam
[ɡəˈhoːɐ̯ˌzaːm]
- صفت برتر:
- gehorsamer
- صفت برترین:
- am gehorsamsten
۱ruhig und gehorsam, Dienermentalität
سر بزیر و پا براه
صفت
- gehorsam
دستور زبان فرمانبردار
صفت
- با نشانههای واکه
- فَرمان بَردار
نمونهها
کسی که میخواهد فرمان دهد، باید فرمانبرداری هم بیاموزد.
۲Wer befehlen will, muss auch gehorchen lernen.
پیش از فرمان دادن باید فرمانبرداری بیاموزی.
۳Vor dem Befehlen musst du Gehorchen lernen.
فقط کسی که میتواند فرمانبرداری کند، اجازه دارد بعدا فرمان دهد.
۴Nur wer gehorchen kann, darf später auch befehlen.
کسی که میخواهد فرمان دهد باید فرمانبرداری بیاموزد.
۵Wer befehlen will, muss gehorchen lernen.