dunkel
[ˈdʊŋkl̩]
- صفت برتر:
- dunkler, dünkler
- صفت برترین:
- am dunkelsten
۱Es war sehr dunkel in der Mine.
در کان بسیار تاریک بود.
صفت
- dunkel
- finster
دستور زبان تاریک
صفت
- آوانویسی لاتین
- târik
- خوانش
- [t̪ʰɒ́ː.ɹiːkʰʲ]
همهٔ ریختها
- تاریکتر
- تاریکترین
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
آینده تاریک مینماید.
۲Die Zukunft sieht düster aus.
هر شب تاریک یک پایان روشن دارد.
۳Jede dunkle Nacht hat ein helles Ende.
شب تاریک حکمفرما بود.
۴Es herrschte finstere Nacht.
در کان بسیار تاریک بود.
۱Es war sehr dunkel in der Mine.
هر آدم یک ماه است که یک سوی تاریک دارد که به هیچکس نشان نمیدهد.
۵Jeder Mensch ist ein Mond und hat eine dunkle Seite, die er niemandem zeigt.
هوا خیلی تاریک بود.
۶Es war so dunkel.
من برای روشن کردن جاهای تاریک از یک چراغ قوه استفاده میکنم.
۷Ich benutze eine Taschenlampe, um dunkle Stellen zu beleuchten.