فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تعلق گرفتن

تأییدنشده

zustehen فعل

فعل

  • تعلق گرفتنتَعلُق گِرِفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ zustehen

فعل

تلفظ
[ˈt͡suːˌʃteːən]
همهٔ صورت‌ها
  • zugestandenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zuzustehenمعلوم، extended، مصدر
  • zustehendمعلوم، participle، حال
  • zugestandenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • steh zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stehe zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • steht zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stehe zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • stehe zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zusteheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zusteheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stehst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stehest zuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zustehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zustehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • steht zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stehe zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zustehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zusteheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stehen zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • stehen zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • steht zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stehet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zustehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zustehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stehen zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stehen zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stand zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stände zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stünde zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zustandمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zuständeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zustündeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • standst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ständest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stündest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zustandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zustandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zuständestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zustündestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stand zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stände zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stünde zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zustandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuständeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zustündeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • standen zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ständen zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stünden zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zustandenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zuständenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zustündenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ständet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stündet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zustandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zuständetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zustündetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standen zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ständen zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stünden zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zustandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuständenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zustündenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Stehe zu deinem Wort!

روی حرفت بایست!

die Haare stehen zu Berge

فراخیدن

Gott steht zu seinen Verheissungen

خدا به وعده هایش وفا می کند

wir bekommen, was uns zusteht

ما حقمان است که

jeder bekommt, was ihm zusteht

هر کس آب دل خود را می خورد

Jedem Sprecher wurden fünf Minuten zugestanden.

به هر سخنران پنج دقیقه اختصاص داده شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ich stehe zu Ihren Diensten

در خدمت شما هستم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1726949), cojiluc (fa #8127349), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Zaghawa (de #1551044), cojiluc (fa #7544916), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها