فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تماشا کردن

تأییدنشده

tamâšâ kardan[t̪ʰæ.mɒː.ʃɒː kʰʲæɹ.d̪æn]

zuschauen فعل

فعل

  • تماشا کردنtamâšâ kardanتَماشا کَردَن[t̪ʰæ.mɒː.ʃɒː kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ zuschauen

فعل

تلفظ
[ˈt͡suːˌʃaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • zugeschautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zuschauenمعلوم، مصدر، حال
  • zuzuschauenمعلوم، extended، مصدر
  • zuschauendمعلوم، participle، حال
  • zugeschautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schau zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schaue zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schaut zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schaue zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schaue zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zuschaueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zuschaueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schaust zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schauest zuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zuschaustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zuschauestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schaut zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schaue zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zuschautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschaueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schauen zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schauen zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zuschauenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • zuschauenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schaut zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schauet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zuschautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zuschauetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schauen zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schauen zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zuschauenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschauenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schaute zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schaute zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschauteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zuschauteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schautest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schautest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zuschautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schaute zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schaute zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zuschauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schauten zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schauten zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschautenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zuschautenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schautet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schautet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zuschautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zuschautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schauten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schauten zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zuschautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuschautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Aufstand entsteht, wenn einige essen, andere nur zuschauen.

وقتی بعضی‌ها می‌خورند و دیگران فقط تماشا می‌کنند، شورش به وجود می‌آید.

Man soll nie zuschauen. Man soll mittun, Zeuge sein und Verantwortung tragen.

نباید هرگز تماشا کرد. باید با هم تقسیم کار کرد، شاهد بود و مسئولیت پذیرفت.

Blumen blühen, auch wenn keiner zuschaut. Bäume tragen Früchte, ohne zu fragen, wer sie isst.

گلها می‌شکفند، حتی وقتی هیچکس تماشا نمی‌کند. درختان میوه می‌دهند، بدون پرسیدن اینکه چه کسی آنها را می‌خورد.

Man muss vieles übersehen, um schauen zu können.

باید خیلی چیزها را نادیده گرفت، تا بتوان خوب تماشا کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5386274), cojiluc (fa #7675184), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2806283), cojiluc (fa #13122216), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2399460), cojiluc (fa #8190431), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5875360), cojiluc (fa #7611191), tatoeba.org
منابع و مجوزها