فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درخور

تأییدنشده

zukommen فعل

فعل

  • درخور(be fit for)تأییدنشده

دستور زبانِ zukommen

فعل

تلفظ
[ˈt͡suːˌkɔmən]
همهٔ صورت‌ها
  • zugekommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zukommenمعلوم، مصدر، حال
  • zuzukommenمعلوم، extended، مصدر
  • zukommendمعلوم، participle، حال
  • zugekommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zuzukommendergerundive، participle
  • komm zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komme zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommt zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komme zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • komme zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zukommeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zukommeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommest zuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zukommstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zukommestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • komme zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zukommtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zukommeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kommen zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kommen zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zukommenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • zukommenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zukommtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zukommetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommen zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kommen zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zukommenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zukommenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kam zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • käme zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zukamمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zukämeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kämest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kämst zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zukamstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zukämestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zukämstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kam zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • käme zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zukamمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zukämeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kamen zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kämen zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zukamenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zukämenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kämet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kämt zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zukamtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zukämetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zukämtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamen zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kämen zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zukamenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zukämenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuzukommendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • zuzukommendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzukommendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • zuzukommendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • zuzukommendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • zuzukommendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzukommendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzukommendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzukommendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • zuzukommendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • zuzukommendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzukommendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzukommendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzukommendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Er kommt zu Besprechungen immer zu spät.

او همیشه به جلسات بیش از اندازه دیر می‌آید.

Die Parteien kamen zu keiner Einigung.

احزاب به هیچ توافقی نرسیدند.

Ich habe das Geld nicht gesucht - es kam zu mir.

من دنبال پول نبوده‌ام، او خودش به سراغ من آمد.

Er kam zu meinem Haus unter dem Vorwand, mich zu treffen.

او به بهانهٔ ملاقات کردن من به خانه‌ام آمد.

Alles kommt zu denen, die warten.

صبر مفتاح کارها باشد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Er kam zu mir.

او آمد مرا ببیند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Er kam zu mir.

وی آمد تا من را ببیند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er kam zu neuen Kräften

سر حال آمده بود

um zu sehen, was auf uns zukommt

تا ببیند چه بر سر ما می آید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: pne (de #3949860), cojiluc (fa #7947649), tatoeba.org
  2. ۲: brauchinet (de #8312609), cojiluc (fa #8449991), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #10224991), cojiluc (fa #12720360), tatoeba.org
  4. ۴: xtofu80 (de #454709), cojiluc (fa #8155007), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #740953), cojiluc (fa #6841886), tatoeba.org
  6. ۶: Dejo (de #610626), pliiganto (fa #735240), tatoeba.org
  7. ۷: Dejo (de #610626), sinakd (fa #9891198), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
منابع و مجوزها