فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحمیل کردن

تأییدنشده

zufügen
حال (سوم‌شخص مفرد):
fügt zu
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
fügte zu
اسم مفعول:
zugefügt
فعل کمکی:
haben, sein
فعل

مثال با zufügen

۱jem. kein Leid zufügen

به کسی صدمه ای نزدن

تأییدنشده

فعل

  • تحمیل کردنتَحمیل کَردَن(thrust upon, impose)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دچار کردن(thrust upon, impose)تأییدنشده

دستور زبانِ zufügen

فعل

تلفظ
[ˈt͡suːˌfyːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • zugefügtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zufügenمعلوم، مصدر، حال
  • zuzufügenمعلوم، extended، مصدر
  • zufügendمعلوم، participle، حال
  • zugefügtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zuzufügendergerundive، participle
  • zuzufügendegerundive، participle
  • füg zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • füge zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fügt zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • füge zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • füge zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zufügeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zufügeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fügst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fügest zuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zufügstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zufügestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fügt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • füge zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zufügtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zufügeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fügen zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fügen zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zufügenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • zufügenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fügt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • füget zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zufügtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zufügetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fügen zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fügen zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zufügenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zufügenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fügte zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fügte zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zufügteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zufügteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fügtest zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fügtest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zufügtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zufügtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fügte zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fügte zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zufügteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zufügteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fügten zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fügten zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zufügtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zufügtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fügtet zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fügtet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zufügtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zufügtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fügten zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fügten zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zufügtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zufügtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuzufügendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzufügendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzufügendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzufügendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • zuzufügendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • zuzufügendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzufügendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzufügendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzufügendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۱jem. kein Leid zufügen

به کسی صدمه ای نزدن

تأییدنشده

۲sich eine Verletzung zufügen

به خودش صدمه زدن

تأییدنشده

۳jem. eine Niederlage zufügen

کسی را شکست دادن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها