فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پراکندن

parâkandan

zerstreuen فعل

فعل

  • پراکندنparâkandanپَراکَندَن(to cause to separate)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • افشاندنafšândanاَفشاندَن[ʔæf.ʃɒːn̪.d̪ǽn]تأییدنشده
  • متفرق کردنمُتَفَرِق کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zerstreuen

فعل

تلفظ
[ˌt͡sɛɐ̯ˈʃtʁɔɪ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • zerstreutparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zerstreuendمعلوم، participle، حال
  • zerstreutparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zerstreuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerstreueمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerstreutمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerstreueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zerstreueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerstreustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zerstreuestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zerstreutمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zerstreueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zerstreutمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zerstreuetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zerstreuteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zerstreuteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerstreutestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zerstreutestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zerstreuteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zerstreuteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zerstreutenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zerstreutenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zerstreutetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zerstreutetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zerstreutenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zerstreutenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zerstreutparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

29. Gesetz der Macht: Erschlage den Hirten, und die Schafe zerstreuen sich.

قانون ۲۹ قدرت: چوپان را بکش، گوسفندان خودشان متلاشی می‌شوند.

29. Gesetz der Macht: Erschlage den Hirten, und die Schafe zerstreuen sich.

قانون ۲۹ قدرت: چوپان را بکش، گوسفندان خودشان پراکنده می‌شوند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2204499), cojiluc (fa #8076854), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2204499), cojiluc (fa #8162802), tatoeba.org
منابع و مجوزها