فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترد

tord[t̪ʰoɹd̪̥]

zart صفت

صفت

  • تردtordتُرد[t̪ʰoɹd̪̥](soft and easily chewed)(als angenehm wahrnehmbar)(wenig robust/widerstandsfähig)
  • ظریفzarifظَریف[zæ.ɹíːf](wenig robust/widerstandsfähig)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شکنندهšekanandeشِکَنَنده[ʃekʲænænˈde](wenig robust/widerstandsfähig)تأییدنشده
  • نرمnarmنَرم[næɹm](weich (von Speisen))تأییدنشده

دستور زبانِ zart

صفت

تلفظ
[t͡saːɐ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • zarterصفت تفضیلی
  • am zartestenصفت عالی
  • zarterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zarteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zartesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zarteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zartenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zarterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zartenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zarterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zartemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zarterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zartemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zartenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zartenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zarteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zartesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zarteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zarteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zarteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zarteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zartenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zartenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zartenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zartenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zartenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zartenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zartenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zartenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zartenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zartenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zarteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zarteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zartenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zarterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zarteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zartesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zartenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • zartenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zartenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zartenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zartenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zartenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zartenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zartenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zartenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zartenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zarteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zartesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zartenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zartererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zartereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zarteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zartereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zartererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zartererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • zarteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zartererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zarteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • zarterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zartereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zarteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zartereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • zartereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zartereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zartereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zarterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • zarterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zartereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zartereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zarterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • zartererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • zartereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • zarteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • zarterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zarterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zarterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • zarterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zartereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • zarteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zarterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • zartesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zartestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zartestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zartestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zartesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zartesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zartesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zartesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zartestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zartestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • zartestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zartestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zartestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zartestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • zartestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zartestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zartestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zartestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • zartestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zartesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zartestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zartestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Das Vertrauen ist eine zarte Pflanze. Ist es zerstört, so kommt es so bald nicht wieder.

اعتماد یک گیاه نازک است. وقتی آسیب دید، به زودی برنمی‌گردد.

durchscheinende, zarte Haut

آب می خورد توی گلویش پیداست

ein zart besaiteter Mensch

آدم حساس

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1039001), cojiluc (fa #13121540), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها