فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اهلی

تأییدنشده

zahm صفت

صفت

  • اهلیاَهَلیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رام شدهرام شُدهتأییدنشده
  • رامrâm[ɹɒːm](not wild)تأییدنشده
  • مستأنسمُستأنِستأییدنشده
  • دام(not wild)تأییدنشده

دستور زبانِ zahm

صفت

تلفظ
[t͡saːm]
همهٔ صورت‌ها
  • zahmerصفت تفضیلی
  • am zahmstenصفت عالی
  • zahmerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zahmenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zahmemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zahmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zahmeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zahmeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zahmenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zahmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zahmerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zahmeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zahmesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zahmenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • zahmenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahmenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahmenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zahmenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zahmenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zahmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zahmesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zahmenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zahmererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zahmereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zahmeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zahmereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zahmererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zahmererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • zahmeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zahmererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zahmeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • zahmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zahmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zahmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zahmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • zahmereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • zahmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zahmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • zahmererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • zahmereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • zahmeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • zahmerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zahmerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zahmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • zahmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • zahmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • zahmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • zahmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • zahmsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • zahmsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • zahmsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zahmsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zahmstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • zahmstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • zahmstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zahmstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zahmstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zahmstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • zahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zahmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • zahmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zahmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • zahmstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • zahmstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Zahme Vögel träumen von Freiheit. Wilde Vögel fliegen!

پرندگان اهلی رؤیای آزادی دارند. پرندگان وحشی پرواز می‌کنند!

er ist ganz zahm

او دست آموز است

Dieser Löwe ist sehr zahm.

این شیر خیلی اهلی هست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1916332), cojiluc (fa #8184259), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Luiaard (de #8317519), manelie (fa #12876042), tatoeba.org
منابع و مجوزها