فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دانستن

dânestan[d̪ɒː.nes.t̪ʰǽn]

wissen فعل

فعل

  • دانستنdânestanدانِستَن[d̪ɒː.nes.t̪ʰǽn](be informed about)(be justifiably certain or sure about (something true))(have knowledge of)(Kenntnis haben)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دونستنdunestan(be justifiably certain or sure about (something true))محاوره‌ایتأییدنشده
  • شناختنšenâxtan[ʃe.nɒːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده
  • آگاهیâgâhiآگَاهی[ʔɒː.ɡɒː.ɦíː](Kenntnis haben)تأییدنشده
  • دانشdânešدانِش[d̪ɒː.néʃ](Kenntnis haben)تأییدنشده

دستور زبانِ wissen

فعل

تلفظ
[ˈvɪsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gewusstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wissendمعلوم، participle، حال
  • gewusstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wisseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wissetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wisstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weißمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • wisseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • weißtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wissestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • weißمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wisseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wisstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wissetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wussteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wüssteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wusstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wüsstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wussteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wüssteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wusstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wüsstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wusstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wüsstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wusstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wüsstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Abgesehen von mir wissen es alle.

به غیر از من، همه آن را می‌دانند.

Wie viele Menschen wissen, dass Sie leben?

چند نفر انسان می‌دانند، که شما زندگی می‌کنید؟

Glauben heißt nicht wissen wollen, was wahr ist.

اعتقاد داشتن یعنی عدم تمایل به دانستن آنچه حقیقت است.

Ich wusste nicht, dass er so alt ist.

من نمیدونستم او اینقدر پیر است.

Ich wusste darüber Bescheid.

من در جریان آن بودم.

Ein Angler muß wissen, wann er ziehen soll.

یک ماهیگیر باید بداند، کی باید قلاب را بکشد.

Das Geheimnis der Kreativität ist zu wissen, wie man seine Quellen versteckt.

رمز خلاقیت دانستن چگونگی مخفی کردن سرچشمهٔ آن است.

Je mehr wir lernen, desto mehr wissen wir.

هر چه بیشتر یاد می‌گیریم، به همان اندازه بیشتر می‌دانیم.

Man muss viel studieren, um wenig zu wissen.

برای اندکی دانستن باید زیاد مطالعه کرد.

Tom wusste, wer die Entführer waren.

تام می‌دانست چه کسانی آدم‌ربا بودند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Zaghawa (de #4200694), cojiluc (fa #6961033), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5720868), cojiluc (fa #7677116), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2723673), cojiluc (fa #10779403), tatoeba.org
  4. ۴: kutschektar (de #7285765), deadmarshal (fa #4294576), tatoeba.org
  5. ۵: Sudajaengi (de #907823), cojiluc (fa #6839703), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1942543), cojiluc (fa #8381828), tatoeba.org
  7. ۷: al_ex_an_der (de #2196186), cojiluc (fa #6830716), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1295203), cojiluc (fa #7548220), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2699442), cojiluc (fa #10792774), tatoeba.org
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #4257056), cojiluc (fa #7026152), tatoeba.org
منابع و مجوزها