فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تکرار کردن

tekrâr kardan

wiederholen فعل

فعل

  • تکرار کردنtekrâr kardanتِکرار کَردَن(repeat what has already been said)(do or say again)(repeat)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تکرار شدنتأییدنشده
  • باز کردنbâz kardanباز کَردَن[ˌbɒːzkʲæɾˈd̪æn](do or say again)تأییدنشده
  • بازگفتن(do or say again)تأییدنشده

دستور زبانِ wiederholen

فعل

تلفظ
[ˌviːdɐˈhoːlən], [ˈviːdɐˌhoːlən]
همهٔ صورت‌ها
  • wiederholtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wiederholenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
  • wiederholendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • wiederholtجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wiederholمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wiederholeمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wiederholtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wiederholeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • wiederholeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wiederholstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wiederholestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wiederholtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wiederholeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wiederholenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
  • wiederholenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • wiederholtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wiederholetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wiederholenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سوم‌شخص
  • wiederholenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wiederholteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wiederholteمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wiederholtestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wiederholtestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wiederholteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wiederholteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wiederholtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wiederholtenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wiederholtetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wiederholtetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wiederholtenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wiederholtenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wiederholenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
  • wiederzuholenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • wiederholendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • wiedergeholtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • wiederzuholendergerundive، participle، جداشدنی
  • wiederzuholendegerundive، participle، جداشدنی
  • hol wiederمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • hole wiederمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • holt wiederمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • hole wiederمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • hole wiederمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wiederholeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • wiederholeمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • holst wiederمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • holest wiederمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wiederholstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • wiederholestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • holt wiederمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • hole wiederمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wiederholtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wiederholeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • holen wiederمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • holen wiederمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • wiederholenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
  • wiederholenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • holt wiederمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • holet wiederمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • wiederholtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • wiederholetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • holen wiederمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • holen wiederمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wiederholenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wiederholenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • holte wiederمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • holte wiederمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wiederholteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • wiederholteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • holtest wiederمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • holtest wiederمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wiederholtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • wiederholtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • holte wiederمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • holte wiederمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wiederholteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wiederholteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • holten wiederمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • holten wiederمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • wiederholtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • wiederholtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • holtet wiederمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • holtet wiederمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • wiederholtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • wiederholtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • holten wiederمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • holten wiederمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wiederholtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wiederholtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wiedergeholtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی

مثال‌ها

Alles wiederholt sich im Leben, ewig jung ist nur die Phantasie.

همه چیز در زندگی تکرار می‌شود، فقط جوانی جاودان یک فانتزی است.

Ich möchte ihre Fehler nicht wiederholen.

من دوست ندارم اشتباه او را تکرار کنم.

Je öfter eine Dummheit wiederholt wird,desto mehr bekommt sie den Anschein der Klugheit.

هر چه یک حماقت بیشتر تکرار می‌شود، به همان اندازه بیشتر ظاهر معقول می‌گیرد.

Wir müssen verhindern, dass sich ein solcher Vorfall wiederholt.

ما باید از تکرار چنین اتفاقی جلوگیری کنیم.

Geschichte wiederholt sich.

تاریخ تکرار می‌شود.

Wenn man sich nicht an die Vergangenheit erinnern kann, ist man verurteilt, sie zu wiederholen.

کسی که نمی‌تواند گذشته را به یاد بیاورد، محکوم به تکرار آن است.

sinnloses Gestammel nicht wiederholen

وردهای بیمعنی تکرار نکردن

Er wiederholte seine Frage.

او سؤالش را تکرار کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2820475), cojiluc (fa #12720974), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #7962510), cojiluc (fa #7964031), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1819681), cojiluc (fa #12043150), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #1408777), cojiluc (fa #7716812), tatoeba.org
  5. ۵: xtofu80 (de #367880), cojiluc (fa #12165185), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2807701), cojiluc (fa #11988031), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: MUIRIEL (de #353288), mahdiye (fa #848157), tatoeba.org
منابع و مجوزها