فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انداختن

andâxtan[ʔæn̪.d̪ɒːx.t̪ʰǽn]

werfen فعل

فعل

  • انداختنandâxtanاَنداختَن[ʔæn̪.d̪ɒːx.t̪ʰǽn](to cause an object to move rapidly through the air)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • افگندن(to cause an object to move rapidly through the air)تأییدنشده
  • پرتاب کردنpartâb kardanپَرتاب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ werfen

فعل

تلفظ
[ˈvɛʁfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geworfenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • werfendمعلوم، participle، حال
  • geworfenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wirfمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • werftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • werfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • werfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wirfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • werfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wirftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • werfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • werftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • werfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • warfمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • würfeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • warfstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • würfestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • würfstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • warfمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • würfeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • warfenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • würfenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • warftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • würfetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • würftمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • warfenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • würfenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wer im Glashaus sitzt, sollte nicht mit Steinen werfen.

کسی که در خانهٔ شیشه‌ای زندگی می‌کند نباید سنگ پرتاب کند.

Familienangehörige warfen Blumen auf seinen Sarg.

وابستگان خانواده، گل بر تابوتش ریختید.

Er verlor die Fassung und begann, mit Sachen zu werfen.

او خونسردی خود را از دست داد و شروع به پرت کردن چیزها کرد.

Wirf eine Münze.

یک سکه پرتاب کن.

Wenn die Sonne der Kultur tief steht, werfen selbst Zwerge große Schatten.

وقتی خورشید فرهنگ پایین قرار دارد، حتی کوتوله‌ها سایه‌های بلند دارند.

Wer im Glashaus sitzt, sollte nicht mit Steinen werfen!

کسی که در خانهٔ شیشه‌ای زندگی می‌کند نباید سنگ پرت کند.

Wirf den Anker!

لنگر را پرت کن!

Man werfe nicht Perlen vor die Säue.

جواهر را پیش خوکان نباید ریخت.

er wartet nicht lange und wirft ihn hinaus

بی گفتگو از در راندش

jem. rücklings zu Boden werfen

پشت کسی را به خاک رساندن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #381), cojiluc (fa #6841666), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #2180920), cojiluc (fa #13130114), tatoeba.org
  3. ۳: Fingerhut (de #923053), cojiluc (fa #6957803), tatoeba.org
  4. ۴: Yorwba (de #7413772), cojiluc (fa #8457612), tatoeba.org
  5. ۵: BraveSentry (de #788181), cojiluc (fa #7525308), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1929238), cojiluc (fa #6857496), tatoeba.org
  7. ۷: jakov (de #973758), cojiluc (fa #10728159), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1058493), cojiluc (fa #6857495), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها