فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رو آوردن

تأییدنشده

ru âvordan[ɹúː ʔɒː.voɹ.d̪æn]

wenden فعل

فعل

  • رو آوردنru âvordan[ɹúː ʔɒː.voɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • متوجه شدنمُتَوَجه شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ wenden

فعل

تلفظ
[ˈvɛndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gewandtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • gewendetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wendendمعلوم، irregular، participle، حال
  • gewandtirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wendمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wendeمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wendetمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wendeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • wendeمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wendestمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wendestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wendetمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wendeمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wendetمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wendetمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wandteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wendeteمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wandtestمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wendetestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wandteمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wendeteمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wandtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wendetenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wandtetمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wendetetمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wandtenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wendetenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wendendمعلوم، participle، حال، regular
  • gewendetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • wendeمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • wendمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • wendetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • wendeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • wendeمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wendestمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • wendestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wendetمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • wendeمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wendetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • wendetمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wendeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • wendeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wendetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • wendetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wendeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • wendeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wendetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • wendetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • wendetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • wendetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wendetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • wendetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Für genauere Informationen wenden Sie sich bitte an die Rezeption.

برای اطلاعات دقیق‌تر، لطفا به پذیرش مراجعه کنید.

Wenden verboten!

دور زدن ممنوع!

Wende pflanzliche Heilmittel an.

از داروهای گیاهی استفاده کن.

Sie hatten niemanden, an den sie sich wenden konnte.

او هیچ کسی را ندارد که راهنمایی اش کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sie hatte niemanden, an den sie sich wenden konnte.

او هیچ کسی را ندارد که راهنمایی اش کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

sich an jem. wenden

به کسی مراجعه کردن

sich zur Flucht wenden

گریزان شدن

sich gegen etwas wenden

به ضد چیزی رو تافتن

seine Schwierigkeiten haben sich zum Guten gewendet

خرش از پل گذشت

an wen soll man sich wenden wenn sogar der Freund zum Feind wird

چون دوست دشمن است شکایت کجا برم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Yorwba (de #8650197), cojiluc (fa #11561773), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1065222), cojiluc (fa #7431524), tatoeba.org
  3. ۳: kutschektar (de #8113400), AsliAbbasi (fa #1085131), tatoeba.org
  4. ۴: Dejo (de #747718), mahdiye (fa #667838), tatoeba.org
  5. ۵: GuidoW (de #8274637), mahdiye (fa #667838), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها