فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دور

dur[d̪uːɹ]

weit
صفت تفضیلی:
weiter
صفت عالی:
am weitesten
صفت

مثال با weit

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Der Honig ist nicht weit vom Stachel.

انگبین دور از نیش نیست.

صفت

  • دورdur[d̪uːɹ]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پهنpahn[pʰæɦn](having a large physical extent from side to side)تأییدنشده
  • بزرگbozorg[bo.zóɹɡʲ̥](of greater size)تأییدنشده
  • گندهgande, gondeگُنده[ɡʲæn̪.d̪e][ɡonˈd̪e](of greater size)تأییدنشده
  • راحتrâhatراحَت[ɹɒː.ɦǽt̪ʰ](spacious)تأییدنشده
  • جادار(spacious)تأییدنشده
  • گنجا(spacious)تأییدنشده
  • گستردهgostardeگُستَرده[ɡ̥os.t̪ʰæɹ.d̪e](having a large physical extent from side to side)تأییدنشده
  • فراخfarâxفَراخ[fæ.ɹɒ́ːx](having a large physical extent from side to side)تأییدنشده
  • وسیعvasi'وَسیع[væ.siːʔ](having a large physical extent from side to side)تأییدنشده

قید

  • دورdur[d̪uːɹ]

دستور زبانِ weit

صفت

تلفظ
[vaɪ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • weitصفت مطلق
  • weiterصفت تفضیلی
  • am weitestenصفت عالی
  • weiterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weiteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weitesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weiteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • weitenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weiterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weitenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weiterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • weitemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weiterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weitemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • weitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weitesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weiteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • weiteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weiteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weiteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weitenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • weitenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weitenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weitenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weitenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • weitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weitenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • weitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weiteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weitenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • weiterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • weiteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • weitesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • weitenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • weitenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weitenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weitenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • weitenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • weitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weitenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weitenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • weitenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • weitenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weiteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weitesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • weitenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • weitererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • weitereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • weiteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • weitereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • weitererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • weitererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • weiteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • weitererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • weiteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • weiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • weitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • weiteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • weitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • weitereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • weitereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • weitereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • weiterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • weiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • weitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • weitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • weiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • weitererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • weitereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • weiteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • weiterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • weiterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • weiterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • weiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • weitereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • weiteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • weiterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • weitesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • weitestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • weitestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • weitestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weitesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • weitesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weitesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • weitesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • weitestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • weitestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • weitestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weitestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weitestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • weitestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • weitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • weitestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • weitestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weitesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weitestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • weitestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲er meistert sich so weit, dass er nichts sagt

این اندازهٔ آقائی دارد که چیزی را نگوید

تأییدنشده

۳Wenn man weit weg ist, wird man am meisten geliebt

دوری و دوستی

تأییدنشده

۴Südafrika ist weit weg.

آفریقای جنوبی دور است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۵wie weit ist die Arbeit vorangekommen

کار به چه منوال است

تأییدنشده

۶seine Augen weit aufreissen

چشمش درخشش می گیرند

تأییدنشده

۷wie weit ist es

چقدر راه است

تأییدنشده

۸Wie weit ist es nach Brünn?

تا برنو چقدر راهه؟

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۹ein weiterer unterschiedlicher Aspekt von ihm

وجه تمایز دیگر او

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #2025141), cojiluc (fa #12783853), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: al_ex_an_der (de #450726), ghasemkiani (fa #786217), Tatoeba
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Esperantostern (de #900103), ellasevia (fa #1129940), Tatoeba
  9. ۹: farhang von ckh
منابع و مجوزها