فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دور انداختن

dur endâxtan

wegwerfen فعل

فعل

  • دور انداختنdur endâxtanدور اَنداختَن(discard or dispose of)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به دور افکندنبه دور اَفکَندَنتأییدنشده

دستور زبانِ wegwerfen

فعل

تلفظ
[ˈvɛkˌvɛʁfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • weggeworfenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wegzuwerfenمعلوم، extended، مصدر
  • wegwerfendمعلوم، participle، حال
  • weggeworfenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wegzuwerfendergerundive، participle
  • wirf wegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • werft wegمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • werfe wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • werfe wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wegwerfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • wegwerfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wirfst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • werfest wegمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wegwirfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • wegwerfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wirft wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • werfe wegمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wegwirftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegwerfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • werfen wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • werfen wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • werft wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • werfet wegمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wegwerftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • wegwerfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • werfen wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • werfen wegمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • warf wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • würfe wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wegwarfمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • wegwürfeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warfst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • würfest wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • würfst wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wegwarfstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • wegwürfestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wegwürfstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warf wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • würfe wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wegwarfمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegwürfeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • warfen wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • würfen wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wegwarfenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • wegwürfenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warft wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • würfet wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • würft wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wegwarftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • wegwürfetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wegwürftمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • warfen wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • würfen wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wegwarfenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegwürfenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • wegzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzuwerfendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • wegzuwerfendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • wegzuwerfendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • wegzuwerfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • wegzuwerfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzuwerfendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • wegzuwerfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • wegzuwerfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • wegzuwerfendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • wegzuwerfendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzuwerfendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzuwerfendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Ich würde es lieber wegwerfen, als es ihm zu geben.

من ترجیح می‌دهم که آن را دور بیندازم تا آن را به او دهم.

Ich musste die meisten meiner Sachen wegwerfen.

من باید بیش‌تر چیزهایش را دور بیندازد.

Vielleicht hätte man all diese Fotos wegwerfen sollen.

شاید همهٔ این عکسها باید دور ریخته شوند.

Du kannst diese Briefe alle wegwerfen.

تو می‌توانی همهٔ این نامه‌ها را دور بیندازی.

Tom will alle seine Sachen wegwerfen.

تام می‌خواهد همهٔ چیزهایش را دور بیندازد.

Soll ich diese Bücher alle wegwerfen?

آیا من باید همهٔ این کتاب‌هایم را دور بیندازم؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Tamy (de #1902305), cojiluc (fa #6945417), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #3262645), cojiluc (fa #6945405), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #3517412), cojiluc (fa #6945410), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #3517402), cojiluc (fa #6945397), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #6523247), cojiluc (fa #6945399), tatoeba.org
  6. ۶: al_ex_an_der (de #3517303), cojiluc (fa #6945392), tatoeba.org
منابع و مجوزها