فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ربودن

تأییدنشده

robudan[ɹo.buː.d̪æn]

wegnehmen فعل

فعل

  • ربودنrobudanرُبودَن[ɹo.buː.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مفروز کردنمَفروز کَردَنتأییدنشده
  • مغصوب کردنمَغصوب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ wegnehmen

فعل

تلفظ
[ˈvɛkˌneːmən]
همهٔ صورت‌ها
  • weggenommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wegnehmenمعلوم، مصدر، حال
  • wegzunehmenمعلوم، extended، مصدر
  • wegnehmendمعلوم، participle، حال
  • weggenommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wegzunehmendergerundive، participle
  • nimm wegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nehmt wegمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nehme wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • nehme wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wegnehmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • wegnehmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nimmst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nehmest wegمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wegnimmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • wegnehmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nimmt wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nehme wegمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wegnimmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegnehmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nehmen wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • nehmen wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • wegnehmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • wegnehmenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nehmt wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nehmet wegمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wegnehmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • wegnehmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nehmen wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • nehmen wegمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wegnehmenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegnehmenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nahm wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nähme wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wegnahmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • wegnähmeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nähmest wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmst wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wegnahmstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • wegnähmestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wegnähmstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahm wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nähme wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wegnahmمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegnähmeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nahmen wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nähmen wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wegnahmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • wegnähmenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmt wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nähmet wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmt wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wegnahmtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • wegnähmetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wegnähmtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmen wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nähmen wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wegnahmenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegnähmenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • wegzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzunehmendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • wegzunehmendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • wegzunehmendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • wegzunehmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • wegzunehmendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzunehmendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • wegzunehmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • wegzunehmendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • wegzunehmendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • wegzunehmendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzunehmendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • wegzunehmendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Das Schönste am Lernen ist, dass niemand uns das Erlernte wegnehmen kann.

زیباترین چیز دربارهٔ یادگیری این است که هیچکس نمی‌تواند آموخته را از ما بگیرد.

kannst du das wegnehmen

می توانی اینرا برداری

Perfektion ist erreicht, nicht, wenn sich nichts mehr hinzufügen lässt, sondern, wenn man nichts mehr wegnehmen kann.

کمال زمانی حاصل نمی‌شود که چیزی برای افزودن وجود نداشته باشد، بلکه زمانی که چیزی برای زدودن وجود نداشته باشد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6309658), cojiluc (fa #7558330), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Keves (de #1035465), cojiluc (fa #12696708), tatoeba.org
منابع و مجوزها