فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در رفتن

تأییدنشده

dar raftan

weglaufen فعل

فعل

  • در رفتنdar raftanدَر رَفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ weglaufen

فعل

تلفظ
[ˈvɛkˌlaʊ̯fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • weggelaufenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wegzulaufenمعلوم، extended، مصدر
  • weglaufendمعلوم، participle، حال
  • weggelaufenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • lauf wegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laufe wegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lauft wegمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • laufe wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • laufe wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • weglaufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • weglaufeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • läufst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laufest wegمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wegläufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • weglaufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • läuft wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • laufe wegمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wegläuftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • weglaufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • laufen wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • laufen wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • lauft wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • laufet wegمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • weglauftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • weglaufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • laufen wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • laufen wegمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lief wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • liefe wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wegliefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • wegliefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefst wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liefest wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wegliefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • wegliefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lief wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • liefe wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wegliefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegliefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • liefen wegمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • liefen wegمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wegliefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • wegliefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lieft wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liefet wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • weglieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • wegliefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefen wegمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • liefen wegمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wegliefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wegliefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Weglaufen ist auch hinlaufen.

فرار کردن دویدن هم است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5615972), cojiluc (fa #10780458), tatoeba.org
منابع و مجوزها