برو کنار
قید
- برو کنار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- راه بده
- پست باد
دستور زبانِ weg
قید
- تلفظ
- [vɛk]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Gehst du deshalb weg?
واسه همین داری میری؟
Geh weg!
دور شو!
Geh weg!
برو گم شو!
Tu, was deine Nachbarn tun, oder ziehe weg.
آنچه همسایهات انجام میدهد انجام بده، یا جابجا شو.
Ein Hund freut sich, dass man wieder da ist. Eine Katze ist sauer, dass man weg war.
سگ وقتی برمیگردید خوشحال میشود. گربه وقتی میروید خشمگین میشود.
Die Mauer muss weg.
دیوار باید برداشته شود.
Ich bin endgültig weg von Zigaretten.
من به طور قطعی سیگار را کنار گذاشتم.
Scher dich weg!
گم شو!
Er wird mein Stellvertreter sein, während ich weg bin.
تا وقتی نیستم، او جانشین من خواهد بود.
gut, ich bin dann weg
خوب پس من رفتم