فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

منتظر بودن

warten فعل

فعل

  • منتظر بودنمُنتَظِر بودَن(delay until some event)
  • معطل کردنmu'attal kardanمُعَطَل کَردَن(wait)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صبر کردنsabr kardan[sæbɹ kʰʲæɹ.d̪æn](wait)(delay until some event)تأییدنشده
  • پاییدنpâyidanپاییدَن[pʰɒː.jiː.d̪æn][pʰɒː.ʔiː.d̪æn]تأییدنشده
  • انتظار داشتناِنتِظار داشتَن(delay until some event)تأییدنشده
  • منتظر شدن(delay until some event)تأییدنشده

دستور زبانِ warten

فعل

تلفظ
[ˈvaʁtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gewartetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wartendمعلوم، participle، حال
  • gewartetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • warteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wartمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wartetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • warteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • warteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wartestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wartestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wartetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • warteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wartetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wartetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • warteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • warteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wartetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wartetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • warteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • warteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wartetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wartetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wartetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wartetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wartetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wartetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Warte nur, bald ruhst du auch.

فقط صبر کن، عنقریب تو هم می‌آرمی.

Sie warteten in der Schlange.

شما در صف منتظر ماندید.

Warte am Eingang dieses Gebäudes.

در ورودی این ساختمان منتظر بمان.

Weiter zu warten, zu zögern und zu verzögern, kann ein historischer Fehler sein.

بیشتر صبر کردن، تردید کردن و به تأخیر انداختن می‌تواند یک اشتباه تاریخی باشد.

Wer aufs Erben hofft, kann lange warten.

کسی که به امید ارث و میراث است می‌تواند مدت‌ها منتظر بماند.

Die Beute wartet nicht auf den Jäger.

شکار منتظر شکارچی نمی‌ماند.

Tom wird auf deine Ankunft warten.

تام منتظر ورودت خواهد بود.

Warte nicht darauf, dass andere für dich denken.

منتظر نشو که دیگران در عوض تو بیندیشند.

Das Pferd ist gesattelt. Worauf wartest du noch?

اسب زین شده است. دیگر منتظر چه هستی؟

Am Ende der Geduld wartet der Segen.

در پایان صبر برکت انتظار می‌کشد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1641344), cojiluc (fa #10349165), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4905152), cojiluc (fa #6948613), tatoeba.org
  3. ۳: Zaghawa (de #1549106), cojiluc (fa #12182759), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #1389218), cojiluc (fa #7328682), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1218798), cojiluc (fa #7495786), tatoeba.org
  6. ۶: Yorwba (de #10534293), cojiluc (fa #14006780), tatoeba.org
  7. ۷: Olya (de #2625191), cojiluc (fa #7899031), tatoeba.org
  8. ۸: GaryGaryGary (de #9845694), pliiganto (fa #650401), tatoeba.org
  9. ۹: raggione (de #3761169), cojiluc (fa #7803642), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #5366572), cojiluc (fa #10780547), tatoeba.org
منابع و مجوزها