فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را چشم انتظار گذاشتن

تأییدنشده

jem. warten lassen
عبارت

عبارت

  • کسی را چشم انتظار گذاشتنکِسی را چِشم اِنتِظار گُذاشتَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها