فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اخطار کردن

warnen فعل

فعل

  • اخطار کردناِخطار کَردَن
  • هشدار دادن(to make someone aware of impending danger)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خبر دادنخَبَر دادَنتأییدنشده
  • وعید کردنوَعید کَردَنتأییدنشده
  • عبرت کردنعِبرَت کَردَنتأییدنشده
  • گوشزد کردنگوشزَد کَردَنتأییدنشده
  • اخطار دادن(to make someone aware of impending danger)تأییدنشده
  • تنبیه کردنتَنبیه کَردَن(to make someone aware of impending danger)تأییدنشده

دستور زبانِ warnen

فعل

تلفظ
[ˈvaʁnən]
همهٔ صورت‌ها
  • gewarntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • warnendمعلوم، participle، حال
  • gewarntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • warnمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • warneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • warntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • warnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • warneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • warneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • warnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • warnestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • warntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • warneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • warntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • warnetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • warnteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • warnteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • warntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • warntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • warnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • warnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • warntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • warntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • warntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • warntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • warntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • warntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich habe ihn mehrmals gewarnt.

چندین بار به او هشدار داده‌ام.

Der Chef der Weltbank warnt vor einer globaler Rezession.

رئیس بانک جهانی نسبت به یک رکود سرتاسری هشدار داد.

Er warnte uns, nicht den Raum zu betreten.

او به ما هشدار داد وارد اتاق نشویم.

Wir haben dich gewarnt.

ما تو را بر حذر داشتیم.

der Stock warnt den Dieb

چوب را که برداری گربه دزده خبردار می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: GaryGaryGary (de #9787820), cojiluc (fa #9859959), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1708727), cojiluc (fa #10731111), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #728812), cojiluc (fa #7333688), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #3547579), cojiluc (fa #11991660), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها