فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خشمگین

تأییدنشده

xašmgin[xæʃm.ɡʲiːn]

wütend صفت

صفت

  • خشمگینxašmginخَشمگین[xæʃm.ɡʲiːn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شرزهšarzeشَرزه[ʃæɹ.zé](fierce and ferocious)تأییدنشده

دستور زبانِ wütend

صفت

تلفظ
[ˈvyːtn̩t]
همهٔ صورت‌ها
  • wütendصفت مطلق
  • wütenderصفت تفضیلی
  • am wütendstenصفت عالی
  • wütenderمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütendeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütendesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütendeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • wütendenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütenderمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütendenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütenderحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • wütendemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütenderحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütendemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütendenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • wütendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütendesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wütendeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • wütendeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • wütendenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • wütendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • wütendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • wütenderمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • wütendeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • wütendesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • wütendenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • wütendenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wütendenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wütendenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • wütendenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • wütendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wütendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wütendenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • wütendenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • wütendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wütendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wütendesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • wütendenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • wütendererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wütendereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wütenderesصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wütendereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wütendererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wütendererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • wütenderemصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wütendererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • wütenderemصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • wütenderenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wütendereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • wütenderesحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wütendereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • wütendereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wütenderenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • wütenderenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • wütendereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wütenderenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • wütendererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • wütendereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • wütenderesصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • wütenderenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • wütenderenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • wütenderenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • wütenderenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • wütendereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • wütenderesحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • wütenderenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • wütendsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • wütendsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wütendsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • wütendsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • wütendstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • wütendstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • wütendstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wütendstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wütendstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • wütendstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • wütendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wütendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wütendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • wütendstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • wütendstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wütendsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wütendstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • wütendstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Sie war wütend wegen des Verhaltens ihrer Tochter.

او به دلیل رفتار دخترش خشمگین شد.

Bist du wütend auf etwas?

آیا از چیزی خشمگین هستی؟

Ihr rüdes Benehmen machte mich wütend.

رفتار بی‌ادبانهٔ آنها مرا خشمگین کرد.

Bist du wütend, zähl bis vier, hilft das nicht, dann explodier.

اگر خشمگین هستی، تا چهار بشمار، اگر کمک نکرد، انفجار.

Geduld ist die Kunst, nur langsam wütend zu werden.

صبر فقط هنر آرام خشمگین شدن است.

Obwohl er sich entschuldigt hat, bin ich immer noch wütend.

با اینکه او معذرت خواسته من هنوز عصبانی ام.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sie entnahm seinem Schweigen, dass er wütend war.

او از سکوتش استنباط کرد که خشمگین است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Wenn Sie wütend sind, zählen Sie bis vier. Wenn Sie sehr wütend sind, fluchen Sie.

وقتی عصبانی هستی تا چهار بشمار. وقتی خیلی عصبانی هستی لعنت بفرست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (de.wiktionary.org), extracted with Wiktextract (kaikki.org, Tatu Ylonen) and DBnary (kaiko.getalp.org, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (en.wiktionary.org), extracted with Wiktextract (kaikki.org, Tatu Ylonen) and DBnary (kaiko.getalp.org, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (kaikki.org, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (opensubtitles.org), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (books.google.com/ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (tatoeba.org). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #3802261), cojiluc (fa #9502036), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4510773), cojiluc (fa #10743280), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1713816), cojiluc (fa #7422733), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2215525), cojiluc (fa #6856220), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #5096687), cojiluc (fa #6856213), tatoeba.org
  6. ۶: kroko (de #201), kuarash (fa #3841997), tatoeba.org
  7. ۷: Yorwba (de #11750341), cojiluc (fa #9453751), tatoeba.org
  8. ۸: Tenshi (de #814385), cojiluc (fa #6830380), tatoeba.org
منابع و مجوزها