فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از جا در رفتن

تأییدنشده

wütend werden
عبارت

عبارت

  • از جا در رفتناز جا دَر رَفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اوقات کسی تلخ می شوداوقاتِ کِسی تَلخ می شَوَدتأییدنشده
  • به خشم آمدنبه خَشم آمدنتأییدنشده
  • دمق شدندَمَق شُدَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها