در صورتی که
۱Ruhe dich aus, während ich fahre.
هنگامی که میرانم، ساکت باش.
قید
- در صورتی که
حرف ربط
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مادامی که
- هنگامی که
حرف اضافه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- در طول
دستور زبانِ während
حرف ربط
- تلفظ
- [ˈvɛːʁənt]
حرف اضافه
- تلفظ
- [ˈvɛːʁənt]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Wir suchen unser Ideal vor uns, während es hinter uns liegt.
ما ایدهآل خود را پیش روی خود میجوییم، در حالی که پشت سر ما قرار دارد.
۳Ich habe ihn während der letzten Ferien kennengelernt.
من در طول تعطیلات اخیر با او آشنا شدم.
۱Ruhe dich aus, während ich fahre.
هنگامی که میرانم، ساکت باش.
۴Er ist ein mutiger Mann, während sein Bruder ein Hasenherz ist.
او یک مرد بی پرواست در حالی که برادرش یک بزدل است.
۵Das Leben ist das, was mit dir passiert, während du dich mit anderen Dingen beschäftigst.
زندگی آن است که به تو میگذرد، وقتی که به چیزهای دیگر مشغول هستی.
۶Ich habe ihn während der letzten Ferien kennen gelernt.
من در طول تعطیلات اخیر با او آشنا شدم.
۷Wir drosselten unsere Ausgaben während der Rezession.
ما مخارجمان را در زمان رکود کاهش دادیم.
۸Der Kranke hofft, während ihm der Atem ausgeht.
مادامی که نفسش برون میآید، بیمار همچنان امیدوار است.
۹Er wurde während der Schlacht verletzt.
او در جریان یک نبرد زخمی شد.
۱۰Verlassen Sie nicht die Küche, während Sie auf dem Herd kochen!
هنگام آشپزی با اجاق، آشپزخانه را ترک نکنید.