فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رخ دادن

rox dâdan[ɹox.d̪ɒ́ːd̪̥]

vorkommen فعل

فعل

  • رخ دادنrox dâdanرُخ دادَن[ɹox.d̪ɒ́ːd̪̥](take place)(occur, to happen)
  • پیش آمدنpiš âmadanپیش آمَدَن[pʰiːʃ ʔɒː.mæ.d̪æn](jemandem passieren oder geschehen)
  • اتفاق افتادنettefâq oftâdanاِتِفاق اُفتادَن[etːefɒːɣ oftɒːdæn](take place)(occur, to happen)
  • به نظر آمدنbe nazar âmadan(to appear)(auf jemanden in einer Weise wirken)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جلو آمدن(umgangssprachlich: sich nach vorn bewegen)تأییدنشده
  • وجود داشتنvojud dâštan[vo.d͡ʒuːd̪̥ d̪ɒːʃ.t̪ʰæn](existieren)تأییدنشده
  • پیداآمدن(be present or found)تأییدنشده
  • آمدنâmadanآمَدن[ʔɒː.mæ.d̪ǽn]تأییدنشده
  • به نظر رسیدن(to appear)تأییدنشده

دستور زبانِ vorkommen

فعل

تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌkɔmən]
همهٔ صورت‌ها
  • vorgekommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorzukommenمعلوم، extended، مصدر
  • vorkommendمعلوم، participle، حال
  • vorgekommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • komm vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komme vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommt vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komme vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • komme vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorkommeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vorkommeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommest vorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorkommstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorkommestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • komme vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorkommtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorkommeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kommen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kommen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kommt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommet vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vorkommtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorkommetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kommen vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kam vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • käme vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorkamمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vorkämeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kämest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kämst vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorkamstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorkämestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • vorkämstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kam vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • käme vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorkamمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorkämeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kamen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kämen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vorkamenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vorkämenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kämet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kämt vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vorkamtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorkämetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • vorkämtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kämen vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorkamenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorkämenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Hochmut kommt vor dem Fall.

غرور قبل از سقوط می‌آید.

Ich verspreche, das wird nicht wieder vorkommen.

من قول می‌دهم که این دوباره پیش نخواهد آمد.

Der Blitz kommt vor dem Donner.

برق قبل از رعد می‌آید.

Ich verspreche, das wird nie wieder vorkommen.

من قول می‌دهم که این دیگر هرگز پیش نخواهد آمد.

Das soll nicht wieder vorkommen!

این نباید دوباره پیش بیاید.

wenn uns jem. in dieser Gegend verdächtig vorgekommen wäre

اگر به کسی در آن حوالی بد گمان می شدیم

Hochmut kommt vor den Fall

آخر شاه منشی کاه کشی است

Es kommt vor.

پیش می‌آید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Hochmut kommt vor dem Fall

فواره چون بلند شود سرنگون شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Wolf (de #370463), cojiluc (fa #10807111), tatoeba.org
  2. ۲: Naina (de #11862457), cojiluc (fa #12884772), tatoeba.org
  3. ۳: MUIRIEL (de #344935), cojiluc (fa #7792065), tatoeba.org
  4. ۴: raggione (de #2689116), cojiluc (fa #12180239), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1229230), cojiluc (fa #12180233), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: raggione (de #7166878), cojiluc (fa #7963148), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
منابع و مجوزها