فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مقرر کردن

تأییدنشده

vorgeben فعل

فعل

  • مقرر کردنمُقَرَر کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ vorgeben

فعل

تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌɡeːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vorgegebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorzugebenمعلوم، extended، مصدر
  • vorgebendمعلوم، participle، حال
  • vorgegebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vorzugebendergerundive، participle
  • gib vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebt vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebe vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gebe vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorgebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vorgebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebest vorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorgibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorgebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gebe vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorgibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorgebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • geben vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • geben vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • gebt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebet vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vorgebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorgebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geben vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • geben vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gab vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gäbe vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorgabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vorgäbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gäbest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbst vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorgabstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorgäbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • vorgäbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gab vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gäbe vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorgabمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorgäbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gaben vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gäben vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vorgabenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vorgäbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gäbet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbt vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vorgabtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorgäbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • vorgäbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gaben vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gäben vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorgabenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorgäbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorzugebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • vorzugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • vorzugebendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • vorzugebendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • vorzugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzugebendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • vorzugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • vorzugebendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzugebendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzugebendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzugebendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Er gab vor, mich nicht zu hören.

او وانمود کرد که مرا نمی شنود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

vorgegeben, nicht diskutierbar

محتوم

Er gab vor, Anwalt zu sein.

او مدعی بود که او یک وکیل است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Hans_Adler (de #782157), hamid (fa #401981), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #822232), mahdiye (fa #822245), tatoeba.org
منابع و مجوزها