فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیشگیری کردن

vorbeugen فعل

فعل

  • پیشگیری کردنپیش گیری کَردَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جلوگیری کردنجِلوگیری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ vorbeugen

فعل

تلفظ
[ˈfoːɐ̯ˌbɔɪ̯ɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vorgebeugtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vorzubeugenمعلوم، extended، مصدر
  • vorbeugendمعلوم، participle، حال
  • vorgebeugtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vorzubeugendergerundive، participle
  • vorzubeugendegerundive، participle
  • beug vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beuge vorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beugt vorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beuge vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • beuge vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorbeugeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • vorbeugeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beugst vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • beugest vorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vorbeugstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorbeugestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beugt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • beuge vorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vorbeugtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorbeugeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beugen vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • beugen vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • beugt vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • beuget vorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vorbeugtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorbeugetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • beugen vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • beugen vorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • beugte vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • beugte vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorbeugteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • vorbeugteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beugtest vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • beugtest vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vorbeugtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • vorbeugtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beugte vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • beugte vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorbeugteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorbeugteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • beugten vorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • beugten vorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vorbeugtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • vorbeugtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beugtet vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • beugtet vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vorbeugtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • vorbeugtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • beugten vorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • beugten vorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vorbeugtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorbeugtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • vorzubeugendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzubeugendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzubeugendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzubeugendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • vorzubeugendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • vorzubeugendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • vorzubeugendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzubeugendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • vorzubeugendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Beuge vor niemandem dein Haupt!

جلو هیچکس سرت را خم نکن.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2110793), cojiluc (fa #7411953), tatoeba.org
منابع و مجوزها