قبل
۱Hochmut kommt vor dem Fall.
غرور قبل از سقوط میآید.
حرف اضافه
- قبل
- پیش
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- به
- جلوی
قید
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- به خاطر
- قبل از
- پیش از
دستور زبان vor
حرف اضافه
- خوانش
- [foːɐ̯]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Die Wikinger sollen Amerika noch vor Kolumbus entdeckt haben.
گویا وایکینگها آمریکا را قبل از کلمب کشف کردهاند.
۳Er ist vor meiner Ankunft gestorben.
او پیش از ورود من مرد.
۴Nach deinem Tode wirst du sein was du vor deiner Geburt warst.
پس از مرگ تو آنچه پیش از تولد بودی میشوی.
۵Ich schlage vor, das Meeting zu verschieben.
من پیشنهاد میکنم جلسه را به تعویق بیندازیم.
۶Sie müssen Ihre Schuhe vor dem Betreten der Häuser ausziehen.
شما باید کفشهایتان را پیش از وارد شدن به خانه در آورید.
۷Vergiss nicht, dir vor der Prüfung deine Mitschrift ein bisschen anzusehen.
فراموش نکن قبل از امتحان کمی جزوهات را نگاه کنی.
۸Der Aphorismus hat vor jeder anderen Literaturgattung den Vorteil, dass man ihn nicht weglegt, bevor man ihn nicht zu Ende gelesen hat.
سخنان قصار نسبت به دیگر انواع ادبیات این مزیت را دارند که تا پیش از پایان خواندن رها نمیشوند.
۹Ich schlage vor, die Konferenz zu verschieben.
من پیشنهاد میکنم کنفرانس را به تعویق بیندازیم.
۱۰Wir kamen zwei Stunden vor Abflug am Flughafen an.
ما سه ساعت قبل از پرواز به فرودگاه رسیدیم.
۱۱Vor der Entscheidung sollst du nachdenken.
پیش از تصمیم، باید تأمل کرد.