ریشه دواندن
تأییدنشده
riše davândan[ɹiː.ʃé d̪æ.vɒːn̪.d̪ǽn]
verwurzeln فعل
فعل
- ریشه دواندنriše davândanریشه دَواندَن[ɹiː.ʃé d̪æ.vɒːn̪.d̪ǽn]تأییدنشده
دستور زبانِ verwurzeln
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈvʊʁt͡sl̩n]
همهٔ صورتها
- verwurzeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verwurzelnمعلوم، مصدر، حال
- verwurzelndمعلوم، participle، حال
- verwurzeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verwurzleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verwurzelمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verwurzeleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verwurzeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verwurzleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verwurzelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verwurzeleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verwurzeleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwurzleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwurzelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verwurzelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwurzlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwurzelestمعلوم، archaic، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verwurzeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verwurzeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verwurzleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verwurzelnمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- verwurzelnمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- verwurzlenمعلوم، archaic، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- verwurzelenمعلوم، archaic، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- verwurzeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verwurzeltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verwurzletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verwurzeletمعلوم، archaic، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verwurzelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- verwurzelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verwurzlenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verwurzelenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verwurzelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verwurzelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verwurzeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verwurzeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verwurzelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verwurzelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verwurzeltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verwurzeltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verwurzeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verwurzeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verwurzeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verwurzeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- Höflichkeitsformوجه امری، حال
مثالها
er ist verwurzelt in seiner Kultur
او پایبند فرهنگش است
das ist tief in ihm verwurzelt
این در او عریق است
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
- ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها