فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را عوضی گرفتن

تأییدنشده

verwechseln فعل

فعل

  • کسی را عوضی گرفتنکِسی را عَوَضی گِرِفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ verwechseln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈvɛksl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • verwechseltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verwechselndمعلوم، participle، حال
  • verwechseltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verwechsleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwechselمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwechseleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwechseltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verwechsleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verwechselمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verwechseleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verwechseleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwechsleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwechselstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verwechselstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwechslestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwechselestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verwechseltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verwechseleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verwechsleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verwechslenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verwechselenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verwechseltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verwechseltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verwechsletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verwechseletمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verwechslenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verwechselenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verwechselteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verwechselteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verwechseltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verwechseltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verwechselteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verwechselteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verwechseltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verwechseltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verwechseltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verwechseltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verwechseltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verwechseltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Je älter man wird, desto leichter verwechselt man erhöhten Blutdruck mit Leidenschaft.

هرچه آدم پیرتر می‌شود، به همان اندازه فشار خونش توسط شور و حرارت تغییر می‌کند.

Man darf die Mehrheit nicht mit der Wahrheit verwechseln.

آدم نباید اکثریت را با حقیقت قاطی کند.

Verwechsele nicht Sünde mit Verbrechen.

گناه را با جرم قاطی نکن.

Verwechselt Astrologie nicht mit Astronomie.

طالع‌بینی را با ستاره‌شناسی اشتباه نکن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sie hat eine Tasse Tee mit einer Flasche Wodka verwechselt.

او یک فنجان چای را با یک بطری ودکا اشتباه گرفته بود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Verwechsle Astrologie nicht mit Astronomie.

طالع‌بینی را با ستاره‌شناسی اشتباه نکن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ständig werden sie verwechselt

هی با هم اشتباه می شوند

Verwechseln Sie Astrologie nicht mit Astronomie.

طالع‌بینی را با ستاره‌شناسی اشتباه نکن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4859231), cojiluc (fa #7296453), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2170938), cojiluc (fa #9932949), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #1597666), cojiluc (fa #13091562), tatoeba.org
  4. ۴: Yorwba (de #7500319), cojiluc (fa #7559402), tatoeba.org
  5. ۵: ayu (de #822597), mahdiye (fa #822248), tatoeba.org
  6. ۶: Yorwba (de #7500317), cojiluc (fa #7559402), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Yorwba (de #7500318), cojiluc (fa #7559402), tatoeba.org
منابع و مجوزها