فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مزایده

versteigern فعل

فعل

  • مزایدهمُزایِده(to sell at an auction)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به مزایده گذاشتنبه مُزایِده گُذاشتَنتأییدنشده
  • حراج کردنحَراج کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ versteigern

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃtaɪ̯ɡɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • versteigertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • versteigerndمعلوم، participle، حال
  • versteigertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • versteigerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versteigereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versteigreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versteigertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versteigerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versteigereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versteigreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versteigereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versteigreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versteigerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versteigerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versteigertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • versteigereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versteigreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versteigertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versteigertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versteigerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • versteigerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versteigertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • versteigertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versteigerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • versteigerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • versteigertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • versteigertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • versteigertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • versteigertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • versteigertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • versteigertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ein Jahr nach dem Tod meiner Mutter habe ich ihr Haus versteigern lassen.

یک سال بعد از مرگ مادرم خانه را به مزایده گذاشتم.

Das berühmte Ölgemälde wurde bei der Auktion für zwei Millionen Dollar versteigert.

نقاشی رنگ و روغن معروف در یک مزایده به دو میلیون دلار به حراج رفت.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: raggione (de #5942809), cojiluc (fa #7466196), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #3502637), cojiluc (fa #7466192), tatoeba.org
منابع و مجوزها